شاید که دل آینه مضطر شده امشبمحراب ز نجوای علی تر شده امشبشمع و شب و پروانه و بلبل همه جمعندحیف است که گل طعمه ی آذر شده امشباز پنجره ی باز مناجات شنیدم اصرار تو را تا شب آخر شده امشبشاید به گلستان دعا وقت اجابتسجاده و تسبیح معطر شده امشبتکبیر و تبسم به لبت آیه ی امید گفتم که شفای تو مقدر شده اشب تصویر غروب تو به آیینه ی عرش استبا روی تو خورشید برابر شده امشب در مکتب عشاق جفا دیده چه زیباست معراج که اینگونه میسر شده امشبالحق که عجب نیست که در صحنه ی محشرچون فاطمه ای ساقی کوثر شده امشبسراینده : خانم فرامرزیان(شهرگز)
+ نوشته شده توسط ققنوس در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۲ و ساعت
6:9 |
برچسب:
نویسنده: سینا شجاعی
تاريخ: پنجشنبه
27 مهر
1402 ساعت: 15:55